پایان سال ۹۳

اکنون به پایان سال نود و سه رسیدیم یکسال دیگر بر ما با وقایع و تجربیات مختلف گذشت. این سال برای من سال تلنگر بود ابتدای سال که جز رنج چیزی برای من نداشت رنجی حاصل از انتخابهای من، و تا پایان سال فراز و نشیبهایی بود و طبق روال عادی روزمرگی هایمان و مشکلات خاص خودش گذشت. ادامه مطلب …

من از اول میدونستم

کاری را به یکی از پرسنل ارجاع داده بودم و البته در جلسه ای کوتاه تصمیماتی با هم در مورد چگونگی انجام و اجرای ان گرفته بودیم. بخش مهمی از این تصمیمات حاصل نظر خود ایشان بود که با کمی تغییرات من و در نهایت توافق باهم نظر به اجرای آن گرفتیم سپس کار به ایشان واگذارشد. ادامه مطلب …

منطق یا احساس؟

چرا ما با احساساتمان غریبه هستیم؟ چرا همه چیز را با منطقمان بررسی میکنیم و به دستور منطق این ساخته دست بشر عمل میکنیم؟ مگر جز این است که احساس از دل می آید و منطق از ذهن، جزاین است که احساس زاییده دل است و منطق زاییده ذهن. ادامه مطلب …

پایان سال نود و دو

چقدر دلم از خودم گرفته است چه شکایتها از خودم دارم… هر لحظه که به پایانش نزدیکتر میشوم ترس و دلهره هایم بیشتر و بیشتر میشود وقتی به پایان نزدیک میشوم حس میکنم در این سالی که گذشت خودم را فراموش کرده و به دست باد سپرده بودم ادامه مطلب …

نقطه عطف یا تجربیات تلخ

همه ما در زندگی خود با حوادث غیر منتظره ای برخورد میکنیم که متوجه می شویم مسیری را که اکنون در آن قرار داریم آن چیزی نیست که انتظار داشته و انتخاب کرده بودیم. مثلا به ناگاه تصمیمی میگیریم که کل آینده و آرزوهایمان را زیر سوال می برد و یا در جایی قرار میگیریم و با مشکلات و موانعی روبرو میشویم که هرگز تصورش را هم نمی کردیم. احساساتی را تجربه می کنیم که تاکنون تجربه نکرده بودیم و یا با افرادی روبرو می شویم که باورهای ما را خدشه دار کرده و حتی گاهی آنها را تغییر می دهند. شرایطی را تجربه میکنیم که حتی کسانی را که تصور بر دوستی آنها داشتیم در آن رفتارهایی خلاف تصوراتمان از خود نشان می دهند و آشنایانمان، همکارانمان و … همه و همه در شرایط جدید رفتارهای جدیدی از خود بروز می دهند که باورها و تصورات ما را به شدت بر هم می زنند. ادامه مطلب …

معمای ایکاروس

در اساطیر یونان افسانه ای به نام ایکاروس وجود دارد که مطابق با  آن زمانی که سلطان مینوس ، دادالوس صنعتگر و پسرش ایکاروس را زندانی می کند دادالوس صنعتگر جهت فرار از زندان بالهایی با موم و پر برای خود و پسرش میسازد و آنها توسط این بالها از زندان گریختند اما ایکاروس به قدری مجذوب بالهایش شده بود که با بی توجهی به هشدارهای پدرش بیش از حد اوج گرفت و به خورشید نزدیک شد و با نزدیکی به خورشید موم های بالهایش ذوب شدند و ایکاروس سقوط کرد و در دریا افتاد و کشته شد. این افسانه الهام بخش معمایی به نام ایکاروس شد. ادامه مطلب …

مدیران! یس من می خواهید؟

یکی از معضلات مدیران بزرگ دنیا داشتن مدیران پایین دستی معروف به یس من (Yes-man) است ، یس من همان بله قربان گوهای خودمان است. این تیپ آدمها برای مدیران بزرگ به عنوان معضل شناخته می شوند ولی برای مدیران ضعیف نعمت. در کشور عزیز ما، اغلب مدیران عاشق این تیپ آدمها هستند یعنی کلاً با یس من ها خوب می توانند مدیریت کنند. وای به حال آن کارمند و مدیری که مخالفت کند، نظر بدهد و ایراد بگیرد، به سرعت به انزوا فرستاده شده و نادیده گرفته می شود و هزار مشکل برایش به وجود می آورند …. بگذریم امروز می خواهیم کمی در مورد معایب این یس من ها که مورد علاقه اغلب ما مدیران ایرانی است بحث کنیم. ادامه مطلب …

شروع کار در سال 91

بعد از حدود بیست روز تعطیلات امروز روز شروع کار در سال نود و یک است تقریبا همه سرکار برگشتند و البته هنوز مزه خوابها و استراحتهای نوروزی رو با خود داریم و کمی هم تغییر شرایط و حضور در محل کار در روز اول برایمان سخت است مخصوصا صبح زود از خواب بلند شدنش!! حالا قبلا که دانشجو بودیم خوب بود و معمولا روز 14 فروردین رو نمی رفتیم اما خوب دیگر شرایط کار فرق می کند. به هر ترتیب تا پایان امروز همه چی به شرایط عادی قبل بر می گردد.

امید که تعطیلات هم به همه خوش گذشته باشد و 13 به در خوبی را هم گذرانده باشید. بیرون رفتن در 13 به در لطف و صفای خودش را دارد ولی باید با مشکلات زیادی هم دست وپنجه نرم کرد. از جمله گیر آوردن جای نشستن و گیر آوردن جای پارک ماشین که دیگر مصیبت خودش را دارد برای سرویس بهداشتی هم که باید از 4 صبح زنبیل و آجر و … تو نوبت گذاشت همه اینها به کنار، بعضی ها هم که الحق در کثیف کاری چیزی کم نمی گذارند طبیعت رو که تبدیل به میدان جنگ آشغالها می کنند هیچ، در خیابان ها هم به هر طرف که نگاه می کنی سبزه های گره خورده و نخورده کف خیابانها ولو شده است مشاهده این منظره ها آدم را ناراحت می کند ، موقع برگشتن هم باید توی ترافیک سنگین تهران صدای بلند موسیقی های این ور آبی ، اون ور آبی ، زیر زمینی ، پشت بامی، رپ و متال و غیره را ترکیب با هم گوش داد تا بالاخره در هر 30 دقیقه 30 سانتیمتر حرکت کنی گاهی هم بعضی ورودی های اصلی شهر قفل می شود. البته تحمل این سختی ها در روز سیزده به در آدم را آماده برای کار در روز 14 فروردین می کند.

به هر ترتیب امیدوارم که امسال سالی پر بار و سرشار از سلامتی و شادمانی برای همه شما عزیزان باشد و موفقیتهای پیاپی را در آغوش بگیرید.

و اینک پایان سال نود

خوب داریم کم کم به پایان سال نود نزدیک می شویم ، این سال هم با تمام اتفاقات خوب و بدش به پایان خود نزدیک می شود، پایانی که اگر به پشت سرمان خوب نظر بیندازیم شاید برای بعضی ها خوشایند و برای بعضی دیگر غم انگیز باشد و اتفاقات و رخدادهایی شیرین و تلخ در آن بیابیم. براستی چه چیزهایی می توانند این سالهایی که می آیند و می گذرند را برایمان خوشایند و یا تلخ نمایند؟

البته همه ما می دانیم بخشی از این اتفاقات از دست ما خارج بوده و تلاطم طبیعت است که برای ما آنان را رقم می زند اما بخشی دیگر نیز در دست خودمان است بخش اعظمی که اگر خوب دقت کنیم می بینیم که می توانستیم به خوبی از آن استفاده کنیم و آنرا به خوبی به کنترل خودمان در بیاوریم. اما افسوس که بسیاری از ماها وقتی آنرا از دست می دهیم می گوییم ای کاش و ای کاش … در این سال چیزهایی را به دست آوردیم و چیزهای دیگری را از دست دادیم. برنامه هایی برای کار و زندگیمان داشتیم که برخی به انجام رسیدند و برخی دیگر روی زمین ماندند. ادامه مطلب …

سرپرستان! لطفاً در جریان باشید

از سرپرست واحد می پرسی: ماشین شماره 3 رو تحویل تعمیرات دادین؟

 می گه: نمی دونم اجازه بدین برم ببینم

می پرسی: ماشین یک چی ؟ تولیدشو عوض کردین؟

می گه : قرار بود عوض کنیم اما بزارین برم ببینم

به سرپرست تعمیراتت می گی :سرویس ماشین 4 تو چه مرحله ایه؟

می گه: دارن انجام می دن بزارین برم ببینیم

می گی: چه کسی داره این کار رو می کنه؟ ادامه مطلب …