این جمله، امضای اخراج ذهنی توست!
شاید فکر کنید وقتی میگویید «شرح وظایف من نیست»، دارید از حق و حقوق خودتان دفاع میکنید. اما در واقعیت، دارید یک برچسب بزرگ روی پیشانیتان میچسبانید:
«من قابلیت ارتقا ندارم»
سازمانها عاشق کسانی هستند که «گرههای کور» را باز میکنند، نه کسانی که فقط «مسیرهای صاف» را میروند
⭕️شرح وظایف، فقط کف انتظارات است، نه سقف
تواناییهای شما
کارکنانی که اینگونه هستند هیچوقت هم به جایگاههای بالاتر نمیرسد
💡 نکته مدیریتی برای مدیران:
وقتی این جمله را شنیدید، عصبانی نشوید. این یک «دیتا»ی ارزشمند است. این کارمند دارد با صدای بلند اعلام میکند: «روی من برای پروژههای بزرگ و پستهای مدیریتی حساب نکنید.»
📌نکته: تاکید میکنم وجود شرح وظیفه ومرزبندی بین شغل ها ضروری است این موضوع در مورد مواردی است که در خیطه شغلی و خارج وظایف ثبت شده است که معمولا زیاد نیستند
به نظرتون مرز بین «بیگاری» و «کمک به تیم» کجاست؟




