آموزش کارکنان

آموزش کارکنان را چگونه انجام دهیم؟

آموزش کارکنان یکی از حلقه های گم شده سازمان های ایرانی است که متاسفانه نسبت به آن بسیار بی توجهی می شود. این روزها به هر سازمانی که سر میزنم میبینم خبری از آموزش نیست و اگر هم هست بسیار سطحی و در حد شعار باقی مانده است و آموزشهای تاثیر گذار و اثر بخش وجود ندارد.
آموزش کارکنان را سر لوحه ی کار خود قرار دهید و به عنوان یک گوهر گرانبها و یک مؤلفه اساسی تغییر و بهبود به آن نگاه کنید در واقع آموزش چیزی جز تغییر نیست شما هر رفتاری را که قصد تغییر و نهادینه کردن داشته باشید را می توانید با آموزش اثربخش، به نتیجه برسانید. اثربخشی برخی از دوره های آموزشی فقط محدود به تغییر دانش است، اما اگر آموزش مفیدتر و کاربردی تر باشد سطح آن از دانش فراتر رفته و باورها و نگرش ها را نیز تغییر می دهد. آموزش های کارآمد فراتر از دانش و نگرش رفته و رفتارها را نیز می توانند تحت تأثیر قرار داده و آنها را تغییر دهند.

راز تغییر

تنها یک راز در تغییر وجود دارد و آن فقط آموزش است و تمام.

چگونگی آموزش کارکنان

امروزه سازمانها نیاز به افراد با مهارت بالا دارند. و تقاضا برای مهارت بالا در کارها خیلی زیاد است. و از آنجایی که امکان جمع شدن همه ی مهارتها در یک فرد غیر ممکن است. مدیران می کوشند از طریق جذب نیرو و آموزش کارکنان، مهارت کارکنانشان را ارتقا کیفیت دهند. اینکار نیاز به سخت کوشی و خوشفکری و کاردانی مدیریت دارد، که منجر به پرسشهای زیر می شود:

  • آموزش کارکنان را چگونه انجام دهیم؟

  • مدیران برای ارتقای مهارت کارکنان چکار می توانند انجام دهند و چه کمکهایی در راستار آموزش کارکنان می توانند بکنند؟

 

این پرسشها همیشه در سازمانها وجود داشته اند و پاسخهای زیادی هم برای آنها وجود دارد. اما از نظر من یک روش هست که همیشه عالی پاسخ داده است و من نتایجی فوق العاده ای از آن گرفته ام. این روش، پیدا کردن صفات مثبت و بارز در هر فرد است. یعنی اینکه ما تمام تلاشمان را بکنیم تا خصوصیات مثبت افراد را ببینیم و آنها را تشویق کنیم و کمتر از آنها ایراد بگیریم.

 اغلب کارکنان به تنهایی نمی توانند نقاط قوت خودشان را کشف کنند. آنها در کارهای روزمره ی شرکت به شدت غرق می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که موفقیت ها و شکستهای خودشان را نمی توانند تحلیل کنند. لذا این وظیفه مدیر است که این کار را برای آنها انجام دهد و با تحلیل های مختلف آنها را به سمت موفقیت ها هدایت کرده و نقاط قوتشان را کشف کند. مدیر با مشاهدات خود می تواند به سادگی اینکار را انجام دهد. و برنامه هایی برای آموزش کارکنان طراحی نماید تا نقاط ضعف آنها را تبدیل به نقاط قوت کند.

این مطلب را از دست ندهید-->  دوره کامل مهارت های ضروری مدیریت در ایران

اگر بخواهیم فقط صفات منفی افراد را ببینیم هیچگاه نمی توانیم بدون نگرانی کار پر مسؤلیتی را به آنها بسپاریم. اینطور دائم نگران ارتکاب خطاهای بسیار خطرناک او هستیم. این نوع اشتغال ذهنی بر کار مدیریتی ما اثر گذاشته و توانایی ما را در پایین ترین سطح ممکن نگه می دارد، آنگاه قادر نخواهیم بود بر مسائل مهم تر مدیریتی مانند سیاستگذاری ها تمرکز داشته باشیم.

یک وضعیت بدتر وجود دارد و آن این است که مدیری به خاطر نداشتن اعتماد به توانایی های کارکنان، از دست زدن به اقدامات جسورانه و جدی باز می ماند. این ترس اجازه اقدامات جدی را به او نداده و ریسک پذیری او به شدت پایین می آید. وقتی مدیری در زمان لازم جرئت و جسارت تصمیمات جسورانه و جدی را نداشته باشد، سازمان او متضرر خواهد شد. این موضوع را من در مدیران زیادی دیدم. وقتی به آنها درباره توسعه کار صحبت می کردم پاسخ آنها این بود ” با این کارکنان!!! “

به طور حتم گاهی در دیدن قابلیتهای افراد و صفات مثبت و بارز آنها ممکن است اشتباهاتی داشته باشیم و آنها را زیادی دست بالا بگیریم و آنها را در موقعیت هایی قرار دهیم که آمادگی آن را ندارند. اما من ترجیح می دهم توانایی های افراد را بیشتر ارزیابی کنم نه کمتر. و این دیدگاه موفقیت های زیادی نصیب من کرده است.

تجربه نشان داده که وقتی کاری را به فردی بسپاری و به او اعتماد کامل داشته باشی، هر کاری از دست او بر بیاید انجام می دهد تا مطابق انتظارات شما عمل کند و دیدگاه شما را خراب نکند. من معتقدم که اغلب مردم کاملا توانایی آموختن کاری را که به آنان واگذار می کنید، دارند. و تمام سعی خودشان را برای انجام عالی آن کار، بکار می گیرند. گاهی هم به مشاوره هایی از سوی ما یا افراد متخصص دیگر نیاز دارند.

 

 

آموزش کارکنان جدید

مدیران نباید تاثیر آموزش بر کارکنان جدید و نیز ارتقا سطح رضایت شغلی آن‌ها را دست‌کم بگیرند.

برای کارکنان جدید، جلسات آموزشی آشنایی یا راهبری برگزار کنید. این آموزشها  باعث می‌شوند بین کارکنان ارتباط بهتری به وجود بیاید.

وقتی کارکنان جدید را فوری و بدون آموزش سر کارشان بفرستیم،‌ باعث می‌شویم که جایگیری آنها در ارتباطات اجتماعی بر پایه پیش‌فرض‌های قبلی باشد، نه این که بتوانند به آن شکل بدهند. برای بهبود و گذاشتن اثر مثبت بر فرهنگ سازمانی آموزش کارکنان جدید یکی از ابزار های قدرتمند و تاثیر گذار است.

این مطلب را از دست ندهید-->  یادگیری سازمانی: سازمان یادگیرنده چیست؟

شرکت‌ها از تامین احساس سلامت کارکنانشان و این که به کارکنان جدید کمک کنند تا از پتانسیل‌های خود استفاده کنند، سود خواهند برد.

سوال عجیب درباره آموزش کارکنان

در اغلب کلاسهای آموزشی، هنگامی که من در مورد آموزش کارکنان صحبت می کنم ، مدیران حاضر در کلاس این سوأل را می پرسند که :

اگر آموزش بدهیم و آنها سازمان را ترک کنند چه باید بکنیم؟

می دانم که این سوال اغلب شماها هم هست اما به نظر من پرسیدن این سوال اشتباه است و باید سوال را اینگونه پرسید:

اگر کارکنانمان را آموزش ندهیم چه می شود؟

با گذری بر سیاستهای سازمانهای موفق و پیشرو متوجه می شویم که این سازمانها مبالغ هنگفتی را سالانه صرف آموزش کارکنان می کنند چون به خوبی می دانند که آموزشهای به جا و مناسب کارکنان سود بسیار زیادی را نصیب سازمان می کند. بر طبق تحقیقات انجام شده، صرف هزینه برای آموزش کارکنان می تواند ۲۰ تا ۳۰ برابر هزینه آموزش برای سازمان سودآوری داشته باشد.
به خاطر سرعت فوق العاده بالای تغییر و رقابت در صنایع امروزی، اگر کارکنان در سازمان پیوسته بهتر نشوند در عمل بدتر می شوند و شرکتهایی که به کارکنانشان آموزش می دهند جلوتر می افتند.

آموزش ادامه دار و رشد و توسعه دیگر یک انتخاب و دلبخواهی نیست

بلکه کاری کاملا اجباری است که برای بقا در شرایط امروز جهان ضروری است

 

به هر حال باید افراد را بسیار تشویق کنید. و مراقب آنها باشید تا بر نقص ها و ضعف هایشان غلبه کنند. و کنار آنها باشید تا در آن کار جا بیافتند. توصیه می کنم ۸۰ درصد توجهتان را به دیدن صفات بارز متمرکز کنید. و ۲۰ درصد را برای دیدن کاستی ها و ضعفهای افراد، تا  می توانید به آنها کمک کنید این ضعفها و کاستی ها را اصلاح کنند.

اثربخشی آموزش کارکنان

برای اثر بخشی و کارآمدی آموزشها، من راههای مختلفی را تست و تجربه کردم ولی هیچ راهی را موثرتر از تکرار و تکرار و تکرار نیافتم. من با تکرار توانستم رفتارهای بنیادی و چندین ساله کارکنان سازمانهای زیادی را تغییر دهم و رفتارهای مفید و اثر بخش را جایگزین آن کنم. در واقع عادات نامناسب کاری را در آنها تغییر و عادت های خوب و اثر بخش را جایگزین آنها کردم. شما هم از این روش میتوانید استفاده کنید تا بتوانید رفتارها و عادتهای اثربخش را در کارکنان نهادینه کنید.

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *