چطور سیستمی فکر کنیم؟

تفکر سیستمی چیست؟

در جایی یکی از دوستان به من خرده گرفت که: “چرا اینقدر به سیستمی کردن فرآیندها می پردازی، نیازی نیست اینقدر سیستمی کار کنی بهتر است که بر روی حل مشکلات تمرکز کنی و …”. البته این اولین باری نبود که اطرافیان و یا رِؤسای من اینچنین سوالات و ایراداتی بر من می گرفتند. پرسش این سوال از سوی کسانی که در سازمانهای ایرانی کار می کنند کاملا طبیعی است. و دلیل آن هم این است که در سازمانهای ایرانی برخلاف سازمانهای پیشرو دنیا، تمرکز بر حل مشکلاتی است که پیش می آیند، اگر ضایعات بالا باشد تعداد بازرسان را زیاد می کنند. و یا کارمند خاطی که مطابق استاندارد کار نکرده است را تنبیه می کنند. و اگر ماشین، محصول،کارمند و … مشکل پیدا می کند، وظیفه مدیر حل این مشکلات است. یعنی در واقع مدیریت بر مبنای بحران سبک اصلی مدیریت در سازمانهای ایرانی است و طبیعی است اگر برخلاف آن عمل کنی سؤال برانگیز است…

مشکل اصلی این سبک مدیریت این است که، در واقع دلایل اصلی که زیر پوست این مشکلات وجود دارد و علت بوجود آمدن مشکل فعلی است، دیده نمی شود. لذا حل هم نمی شود و حل مشکل فعلی به صورت سطحی در واقع پانسمان بر روی زخم است. و به صورت مقطعی مشکل را حل میکند و از بروز مجدد آن جلوگیری نمی کند.

این مطلب را از دست ندهید-->  مهارتهای مدیریتی

تفکر سیستمی و مدیریت بر مبنای بحران

مدیریت به این روش، مانند کار پزشکی است که درد حاصل از یک بیماری را با استامینوفن درمان کند، اگر پزشک برای کشف علت اصلی درد اقدام لازم را انجام ندهد، بیمار به طور حتم خواهد مرد. مدیری هم که بدون توجه به علت های اصلی مشکل ان را درمان کند کاری شبیه این پزشک انجام داده است و احتمالا سازمانش با شکست مواجه خواهد شد. حل مشکلات سازمانی به تلاش و تفکری بیشتر از درمان مقطعی نیاز دارد.

اصطلاح تفکر سیستمی برمبنای همین اصل به وجود آمد که نمی توان رخدادهای درون سازمان را به صورت تکی دید و اقدام به برطرف سازی آن کرد. بلکه تغییر در یک قسمت از سازمان چه مثبت و چه منفی بر روی قسمتهای دیگر سازمان اثر خواهد گذاشت. و باید برای حل یک مسئله، تاثیر آن را بر روی کل سازمان بررسی کرد. و مدیران از پرداختن به مسئله به صورت تکی و مقطعی بپرهیزند.

چطور سیستمی فکر کنیم؟

برای اینکه سیستمی فکر کنید و تفکر سیستمی را در سازمان و افراد زیر مجموعه نهادینه کنید، ضروری است که به موارد زیر توجه داشته و بر اساس آنها اقدام کنید.

این مطلب را از دست ندهید-->  سندروم می دونم چی می خوای بگی

 

  1. مشکلات را به صورت منفرد بررسی نکنید.

    بدانید تغییر در یک مرحله بر تمام کارهای دیگر تاثیر می گذارد. و تغییر در یک بخش سازمان بقیه بخشها را هم تحت الشعاع قرار می دهد، لذا باید قدری دور شوید و از بیرون همه فرآیندها و روابط انها را بررسی کنید.

  2. به دنبال مقصر نباشید.

     اغلب مسائل و مشکلات سازمانی به دلیل نبودن سیستم کاری مناسب است. بنابراین با مقصر دانستن بقیه چیزی بدست نمی آورید به جای آن با تفکر سیستمی به دنبال ریشه مشکل باشید تا با تعریف فرآیند صحیح از تکرار آن جلوگیری کنید.

  3. از درمانهای مقطعی بپرهیزید.

    در برابر تفکر رایجی که به اصلاح سریع مشکل گرایش دارد، مقاومت کنید. و به جای آن تمرکز تان را بر کشف راه حل هایی بگذارید، که بتواند ریشه مشکل را یافته و اصلاح کند. با اینکار بهبود پایدارتر و عمیقی در سازمان ایجاد می کنید.

اغلب پیچیدگی هایی موضوعی که امروزه در صنعت ایران از آن نام برده می شود، پیچیدگی هایی است که شامل تعداد زیادی متغییر است. اما در تفکر سیستمی پیچیدگی هنگامی بروز می کند که دلیل یک عمل و تاثیر آن در آینده رخ می دهد. به همین دلیل است که تاثیر عملکردهای مدیران سیستمی برای اغلب کارمندان آنها شفاف نیست. و درک آن اگر تفکر سیستمی نباشد بسیار مشکل است.

درصورتی که بتوانید سیستمی فکر کنید، تفکر سیستمی به شما کمک می کند که راه حل هایی را بیابید که منجر به تغییرات بزرگ و پایدار در سازمان شود.

این مطلب را از دست ندهید-->  سرنوشت سیستمهای مدیریتی در ایران
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *