هوش هیجانی (EQ) چیست؟ تقویت هوش هیجانی با ۱۰ تکنیک ساده و عملی!

هوش هیجانی (EQ) چیست

هوش هیجانی (EQ) از ضریب هوشی (IQ) مهم‌تر است. احتمالا شما نیز به دفعات این جمله را شنیده‌اید؛ اما آیا واقعا این موضوع صحیح است؟ EQ موضوعی است که در سال‌های قبلی بیش از پیش بر سر زبان‌ها افتاده و به همان اندازه‌ای که مطالب علمی درباره آن وجود دارد، مطالب زرد و غیرمعتبر هم به چشم می‌خورد. به همین دلیل بسیاری از افراد هنوز نمی‌دانند هوش هیجانی دقیقا چیست و چه تأثیری در مدیریت دارد. سوال مهم دیگر این است که آیا EQ را می‌توان ارتقا داد یا هر شخص از بدو تولد EQ مشخصی دارد؟

بعد از مطالعه این مقاله به صورت کامل متوجه خواهید شد که هوش عاطفی چیست، چه کاربردهایی دارد و چگونه می‌توانید به کمک ارتقای آن، سازمان خود را بهتر مدیریت کنید.

 

هوش هیجانی چیست؟

تعریف‌های بسیاری درباره هوش هیجانی وجود دارد. این هوش مجموعه‌ای از توانمندی‌های ذهنی و مهارت‌های درون‌فردی و بین‌فردی است. به بیان ساده زمانی که شما بتوانید احساسات و عواطف دیگران را درک کنید و واکنشی متناسب با آن‌ها نشان دهید و همچنین زمانی که بتوانید احساسات خود را بشناسید و آن‌ها را کنترل کنید، هوش هیجانی بالایی دارید.

 

EQ به معنی توانایی مدیریت احساسات خود و دیگران است.

 

EQ همچنین با نام EL (emotional Intelligence) نیز شناخته می‌شود و کارشناسان معتقدند EL مفهوم درست‌تری است. اما از آنجایی در در بحث مدیریت، ضریب هوش هیجانی اهمیت دارد، از مخفف EQ (Emotional Quotient) استفاده می‌کنیم.

 

هوش هیجانی چیست

این مفهوم در سال ۱۹۶۴ در مقاله‌ای از مایکل بلدوک دیده شد و بعد از آن در ۱۹۹۰ دنیل گلمن در کتاب خود به تفصیل درباره آن صحبت کرد و آن را به مفاهیم روانشناسی و مدیریت اضافه کرد. مدیران امروزی باید بدانند هوش هیجانی چیست و چگونه می‌توان آن را تقویت کرد تا با استفاده از آن بتوانند سازمان خود را بهتر مدیریت کنند.

 

دوره جامع آموزش مدیریت کاربردی

 

مولفه‌های هوش هیجانی

گلمن در کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» مولفه‌های هوش هیجانی را در ۵ شماره دسته‌بندی می‌کند و در واقع EQ را با استفاده از این ۵ فاکتور تعریف می‌کند.

 

۱. خودآگاهی

این یک مولفه مشترک بین مهارت‌های درون فردی و بین فردی است. کسی که خودآگاهی داشته باشد، می‌تواند احساسات خود و دیگران را به خوبی درک کند و آثار ناشی از این احساسات را بفهمد. گلمن می‌گوید این مهم‌ترین بخش EQ است.

 

۲. خود کنترلی

در این مورد از مولفه های هوش هیجانی، کنترل احساسات و هیجانات اهمیت دارد. یعنی افراد می‌توانند خودشان را در لحظه کنترل کنند؛ بنابراین احساسات لحظه‌ای نتایج بلندمدت را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. به عنوان مثال زمانی که مدیر و معاون یک شرکت بر سر یک موضوع کوچک به توافق نمی‌رسند، عصبی می‌شوند. تصمیم لحظه‌ای آن‌ها با توجه به این احساس، قطع همکاری است. اما اگر هردوی آن‌ها EQ بالایی داشته باشند، با صبر و حوصله مذاکره می‌کنند تا اختلافات حل شود. برای یادگیری مذاکره می‌توانید بهترین کتاب های مذاکره را که در مقاله دیگری معرفی کرده‌ایم مطالعه کنید.

 

افرادی که مهارت خودکنترلی دارند، از تصمیمات لحظه‌ای و بدون دقت حذر می‌کنند و پیش از انجام هر عملی درباره آن می‌اندیشند.

 

۳. خود انگیزشی

افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند، می‌توانند در خودشان برای رسیدن به اهداف و برنامه‌هایی که تعیین کرده‌اند، انگیزه ایجاد کنند.

خودانگیزشی

افرادی که انگیزه بیشتری دارند، می‌توانند دستاوردهای بهتری به دست آورند، متعهد هستند و با خلاقیت‌ کارهایشان را پیش می‌برند. مدیران خوشبین علاوه بر ایجاد انگیزه در خودشان، کارمندانشان را هم برای حرکت رو به جلو، تشویق می‌کنند.

 

۴. درک دیگران

در کتاب گلمن، این مورد از مولفه های هوش هیجانی با نام Empathy نوشته شده و در فارسی به «همدلی» ترجمه می‌شود. اما به نظر من این مولفه تنها بخشی از مفهوم «همدلی» در فارسی را دارد؛ به همین دلیل کمی آن را تغییر داده‌ام.

افرادی که EQ بالایی دارند، می‌توانند احساسات دیگران را بشناسند و درک کنند. آن‌ها همان افرادی هستند که احساس شما را چشمانتان می‌خوانند و نیازی نیست چیزی بگویید. مصداق بارز این مسئله، مادران هستند. آن‌ها به سادگی متوجه می‌شوند فرزندانشان الان چه احساسی دارند و درکشان می‌کنند!

 

۵. مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی

اینکه چگونه با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید نیز جزو مولفه های هوش هیجانی است. افرادی که EQ بالایی دارند، می‌توانند ارتباطات موثری بسازند و آن‌ها را حفظ کنند.

مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی

برخی از افراد تصور می‌کنند که این موضوع با درونگرایی در تضاد است؛ اما بسیاری از درونگراها با درکی که نسبت به دیگران دارند می‌توانند روابط عمیق و قدرتمندی بسازند. ارتباط‌سازی در ذات انسان وجود دارد و هرکسی صرف نظر از درونگرایی یا برونگرایی، با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند.

جمع تمام مولفه های هوش هیجانی ضریب آن را مشخص می‌کند؛ یعنی فرد هرچه بیشتر بتواند این ۵ حوزه را مدیریت کند، EQ بیشتری دارد.

 

حتما بخوانید: هوش مالی چیست

 

دلایل اهمیت eq چیست؟

اکنون می‌دانید EQ چیست و به همین دلیل می‌توانید دلایل مختلفی برای اهمیت آن پیدا کنید. بهره‌مندی از هوش هیجانی می‌تواند در جنبه‌های مختلف زندگی ما تأثیر داشته باشد. در ادامه بررسی می‌کنیم که ۳ دلیل مهم اهمیت EQ چیست.

  • شناسایی احساسات یعنی شناسایی خودتان و پیدا کردن مسیری که برای آن ساخته شده‌اید.
  • با استفاده از هوش هیجانی می‌توانید روابط عمیق‌تری بسازید.
  • شما احساساتتان را کنترل می‌کنید، نه احساساتتان شما را!

 

کاربرد هوش هیجانی در مدیریت

تا اینجای کار می‌دانیم EQ چیست و چه اهمیتی دارد. اما چرا EQ به یکی از مباحث مهم در مدیریت تبدیل شده است؟

کاربرد هوش هیجانی در مدیریت

در ادامه کاربرد هوش هیجانی در مدیریت را بیان می‌کنیم.

  • مدیران خودآگاه نقاط ضعف و قوتشان را می‌شناسند. بنابراین از نقاط قوت برای بهبود عملکردشان بهره می‌برند و نقاط ضعفشان را نیز با یادگیری و تمرین تقویت می‌کنند.
  • افرادی که توانایی کنترل کردن احساسات و هیجاناتشان را داشته باشند، تصمیمات لحظه‌ای و بدون فکر نمی‌گیرند. بنابراین همه چیز را می‌سنجند و سازمان‌دهی‌شده عمل می‌کنند.
  • مدیران با کنترل خودشان، به خصوص هنگام احساسات منفی، ارزش‌هایشان را به خطر نمی‌اندازند و به جای درگیری لفظی، با آرامش مذاکره. آن‌ها آرام می‌مانند و مسئولیت آنچه که باید را می‌پذیرند.
  • افراد انگیزه بخش همیشه به سمت اهدافشان پیش می‌روند، ابتکار عمل به خرج می‌دهند و یک منبع انرژی برای سازمانشان هستند.
  • افرادی که دیگران را درک می‌کنند، واکنش‌های مطلوبی به احساسات آن‌ها نشان می‌دهند. در نتیجه می‌توانند بهترین تیم‌ها را بسازند و کار تیمی در سازمان را مدیریت کنند و ارتباط خوبی با اعضای سازمانشان داشته باشند.
  • افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، می‌توانند تعارض‌های پیش آمده را بدون برهم خوردن ارتباطات برطرف کنند.
  • مدیران دارای مهارت‌های اجتماعی قدرتمند، در ارتباطات خود از دیگران الهام می‌گیرند و ویژگی‌های مثبت جدیدی به دست می‌آورند.

کاربرد هوش هیجانی در مدیریت شباهت‌های بسیاری به ویژگی‌های رهبر موفق دارد. می‌توان نتیجه گرفت که مدیران می‌توانند مهارت‌های مربوط به EQ را در خود توسعه دهند و به یک رهبر قدرتمند تبدیل ‌شوند.

 

پیج اینستاگرام دکامی

 

تفاوت EQ و IQ

با بررسی تفاوت EQ و IQ می‌توانیم متوجه شویم که هردو مورد برای موفقیت در مدیریت حیاتی هستند. در واقع می‌توان گفت هوش هیجانی و ضریب هوشی مکمل یکدیگرند.

افرادی که IQ بالایی دارند، در مهارت‌های زیر عملکرد خوبی از خود نشان می‌دهند:

  • پردازش موقعیت از نظر بصری و مکانی.
  • استدلال منطقی
  • حافظه کوتاه مدت یا حافظه فعال
  • اطلاعات عمومی نسبت به موضوعات مختلف و به کارگیری این اطلاعات

در قسمت‌های قبل نیز درباره مولفه‌های هوش هیجانی صحبت کردیم. با یک مقایسه ساده متوجه می‌شوید که IQ و EQ باهم در تضاد نیستند و اصلا نیازی نیست بین آن‌ها انتخاب کنید. شما می‌توانید مدیری با ضریب هوشی بالا باشید که از هوش هیجانی زیادی هم برخوردار است.

 

موفقیت در مدیریت علت‌های مختلفی دارد؛ هوش هیجانی و ضریب هوشی تنها دو عامل تأثیرگذار در مدیریت موفق هستند.

 

روش‌های تقویت هوش هیجانی

بسیاری از مهارت‌های مربوط به EQ اکتسابی هستند؛ بنابراین باید روش‌هایی برای تقویت هوش هیجانی وجود داشته باشد. اگر دوباره پنج مولفه EQ‌ را به خاطر بیاورید، متوجه می‌شوید که شما در طول روز بارها با آن‌ها سروکار دارید. یعنی نیاز پیدا می‌کنید که احساسات خودتان و دیگران را تشخیص دهید و آن‌ها را درک کنید، نیاز دارید خودتان را کنترل کنید، نیاز دارید انگیزه بخش باشید. همه این نیازها یعنی شما یک فرصت برای تقویت هوش هیجانی با تمرین به دست آورده‌اید. پس شما بهتر از هرکسی می‌دانید چگونه می‌توانید EQ خود را افزایش دهید.

روش‌های تقویت هوش هیجانی

 

 

حتما بخوانید: حفظ کارکنان در سازمان

 

۱۰ تکنیک تقویت EQ

برای راهنمایی بهتر در این زمینه، چند تکنیک تقویت هوش هیجانی را در ادامه بیان می‌کنیم.

  1. در ارتباطات قاطع باشید و بدون برخورد تهاجمی، عقاید و نیازهای خود را به صورت کاملا شفاف مطرح کنید.
  2. هنگام بروز مشکل به جای واکنش نشان دادن، منطقی پاسخ دهید و برای حل مشکل بکوشید.
  3. مهارت‌های گوش کردن فعال را در خود تقویت کنید.
  4. انگیزه‌بخش باشید.
  5. روش‌های حفظ نگرش مثبت را تمرین کنید.
  6. مهارت‌های شناسایی زبان بدن را یاد بگیرید.
  7. انتقادپذیر باشید.
  8. دیگران را درک کنید و به دنبال شناختن احساساتشان باشید.
  9. مهارت‌های رهبری و مدیریتی خود را توسعه دهید (تقویت هوش هیجانی و یادگیری مهارت‌های مدیریتی باهم ارتباط مستقیم دارند).
  10. با دیگران معاشرت کنید و ارتباطات موثر بسازید.

کلام آخر؛ هوش هیجانی یک معما نیست

اکنون که می‌دانید هوش هیجانی چیست، متوجه شدید هیچ نکته عجیب و غیرقابل درکی در آن وجود ندارد. حتی ممکن است همین الان هم بدون هیچ تمرینی، چند مولفه از EQ را داشته باشید. البته اگر هم ندارید، مهم نیست. همه این مهارت‌ها اکتسابی هستند؛ به عنوان مثال با کمی دقیق شدن در درون خود و شناخت روحیاتتان می‌توانید احساساتی که دارید را درک کنید. همچنین اگر برای مدتی به صورت آگاهانه هیجاناتتان را کنترل کنید، به این کار عادت می‌کنید و به فردی با توانایی خود‌کنترلی تبدیل می‌شوید.

مهارت‌های مدیریت ساده‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. تنها کافی است تکرار و تمرین کنید، یاد بگیرید و از آنچه آموخته‌اید و تمرین کرده‌اید برای هدایت سازمانتان استفاده کنید. ما در آکادمی ارشیا دکامی با شماییم تا به یک مدیر موفق تبدیل شوید. برای ورود به این مسیر تنها کافی است سایت ما را بررسی و در دوره‌های آموزشی متناسب با نیازتان شرکت کنید.

در دوره جامع مدیریت کاربردی، ۲۳ قانون و قاعده حرفه ای مدیریت در ایران ارائه می شود که به تنهایی می توانند از شما مدیری برجسته بسازند

دوره جامع مدیریت کاربردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رایگان کتاب

بزرگترین اشتباه مدیران
کتاب تا 5 دقیقه دیگر در ایمیل شما خواهد بود
کتاب را برایم ارسال کن
کتاب
close-link

دانلود رایگان کتاب

بازخورد موثر مدیریتی
کتاب تا 5 دقیقه دیگر در ایمیل شما خواهد بود
کتاب را برایم ارسال کن
feedback
close-link